دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بینالملل دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده
این مقاله با هدف بررسی روند تحولات سیاسی و ژئوپلیتیک اخیر منطقه قفقاز جنوبی پس از جنگ دوم قره باغ در شرایط فعلی گذار در نظام بین الملل به تبیین نقش روسیه و ترکیه در مناسبات جنوب قفقاز می پردازد.مقاله حاضراین ایده را بیان می دارد که پس از اتفاقات نوامبر 2020 در منطقه قره باغ وضعیت جدیدی از مناسبات در میان بازیگران به وجود امده است؛که نه تنها ناتوانی قدرت های غربی از جمله امریکا و فرانسه را در حل بحران اخیر قره باغ عیان کرد، بلکه باعث شد تا نفوذ سیاسی خود را در منطقه از دست بدهند و مرعوب تحولات و تغییرات در ساختار امنیتی منطقه قفقاز جنوبی شوند.از این رو،حضور فعال روسیه و ترکیه در معادلات جنوب قفقاز نشان دهنده توان تاثیرگذاری این دو کشور در ایجاد جریانات همسو با منافع خود و تغییر در ژئوپلیتیک منطقه بدون دخالت قدرت های غربی گویای دست بالا مسکو و آنکارا در تعیین مسیر تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی است.آنکارا اکنون در کانون تحولات منطقه قفقاز جنوبی است البته نه دیگر به عنوان کانال منافع غرب بلکه به عنوان نماینده منافع ملی خود درگیر با روسیه ای که قفقاز جنوبی را میراث دیرین و اجدادی خود می داند.بنابراین، اولویت یابی آن در سیاست خارجی ترکیه حساسیت روس ها نسبت به هرگونه تحرک از جانب ترکیه را فراهم آورده،منطقه ای که از دیرباز نخبگان سیاسی روس آن را حوزه نفوذ خود می دانستند.در این راستا با بهره گیری از چارچوب نظری مجموعه امنیت منطقه ای به دنبال فهم نظام مند روابط بازیگران منطقه و روسیه و ترکیه در شکل دهی به تغییرات ژئوپلیتیک منطقه قفقاز جنوبی درصدد پاسخ به این پرسش که ماهیت روابط بین روسیه و ترکیه چه تاثیری بر ترتیبات امنیتی و ژئوپلیتیکی منطقه قفقاز جنوبی داشته است؟هستیم.بر این اساس این ایده اصلی مطرح می گردد که شکنندگی در روابط و تعارض منافع قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای چون روسیه و ترکیه می تواند به اصطکاکات ژئوپلیتیکی و چالش های امنیتی منطقه دامن زند و مسیر دستیابی به صلح و امنیت را با پیچیدگی مواجه می سازد.بنابراین،شناخت الگوی دوستی و دشمنی و مقولات امنیتی ساز در شکل دهی به ساختار امنیت منطقه در گرو درک پویش های امنیتی منطقه قفقاز جنوبی است.